شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 5

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

زبان وسيع و كامل افتخار مىكند بايد رنج آموختن آن را بر خود هموار سازد چون زبان كاملتر آموختنش هم دشوارتر است . استعارت لغات : از فوائد تتبع كتب قديم استنباط قواعد استعارت لغاتست . در زبان فارسى و هر زبان ديگر بايد كلماتى را از السنه مختلفه بعاريت گرفت و از مزاياى زبان فارسى است كه در كنار لغت عرب قرار گرفته و مجاز است از اين بحر بىپايان كه بزرگ ترين و وسيع‌ترين لغات جهان است هر چه بخواهد بيدريغ بردارد و در اداى هيچ معنى فرو نماند ، اين لغتى كه كتاب خدا بدان فرود آمده و آن را لسان عربى مبين فرموده هم از جهت معنى سبب هدايت ما بدانشهاى گوناگون شد و هم زبان ما را از ضيق و جمود رهائى بخشيد . اما اقتباس الفاظ عربى اسلوبى دارد كه قدما رعايت كردند . بى رعايت آن كلام مستهجن مىشود و الفاظى مرذول و جملى غلق و مبهم پديد ميگردد كه شايسته فصحانيست . آنكه ميخواهد هيچ كلمه عربى يا غير عربى در فارسى استعمال نكند مانند كسى است كه در كنار گنجى پر از گوهر شاهوار نشسته و ميتواند رايگان بردارد و قامت خويش را بيارايد و تعصب جاهلانه او را بازدارد ، و آنكه بيقاعده و اسلوب صحيح استعارت مىكند چنانست كه بازوبند را بسر بندد و خلخال به گردن گذارد . قدماى ما كلماتيرا نپسنديدند و كلماتيرا اندك تغيير دادند و كلماتيرا در معانى خود استعمال كردند كه بايد متابعت كرد و متاخرين بر خلاف آنان گاهى الفاظ غريب و وحشى در كلام آوردند و گاه بىعلتى ظاهر يكلفظ را در دو معنى مختلف استعمال كردند مانند مراجعه كردن و مراجعت كردن و گاه از لفظ عربى معنى خواستند كه در لغت عربى و فارسى مذكور نيست مانند لفظ و با در مرض اسهال هندى و حصبه ( سرخجه ) در يك نوع حماى وبائى و محصل در طالب علم و امثال ذلك . اين گونه توسع و بىمبالاتى در لغات پست جهان جائز است چون فرقه معدود از آن بهره مىبرند اما زبان‌هاى بزرگ علمى و ادبى بايد كلماترا بر طبق قاعده مقرّر